حسين قرچانلو
416
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
با پيدايش فاطميان حكومت اغلبيان ، به پايان رسيد ( 296 ق / 909 م ) . چون عبيد الله مهدى بر افريقيه مسلط شد ، عمّال و كارگزاران خود را به نواحى فرستاد و امارت صقلّيّه را به حسن بن احمد بن ابى الخنزير ، از رجال كتامه داد . او در 297 ق / 909 - 910 م به مازر داخل شد و برادر خود را به حكومت جرجنت فرستاد و به اسحاق بن منهال ، قضاوت صقلّيّه را سپرد ؛ او نخستين قاضىاى بود كه از سوى مهدى قضاوت يافت . « 1 » ابن ابى الخنزير تا 298 ق / 910 - 911 در آنجا بود ، سپس به دمنش لشكر كشيد و در آن نواحى دست به كشتار و تاراج زد و بازگشت . مردم صقلّيّه از سوء رفتار او به جان آمدند بر او شوريدند و در بندش نمودند ، آنگاه به عبيد الله مهدى نامه نوشتند و عذر خويش بياوردند ، مهدى نيز بر آنان بخشود و على بن عمر بلوى را بر آنان ولايت داد . او در پايان ذيحجّه 299 ق / 911 - 912 م به آنجا رسيد . به روايت ابن خلدون احمد بن قرهب را امارت صقليه داد . « 2 » ابن اثير مىنويسد : مردم صقلّيّه با على بن عمر بلوى مخالفت كردند و با احمد بن قرهب سازش كردند . ابن قرهب با گروهى از سپاهيان خود به سرزمين قلّوريّه حمله كرد . اينان آن سرزمين را غارت كردند و با غنايم و اسيران بسيار بازگشتند . « 3 » در 300 ق / 912 - 913 م ابن قرهب پسر خود ، على ، را به قلعهء طرمين كه قلعهاى نوبنياد بود فرستاد تا هنگام شورش مردم صقلّيّه در امان باشد . . . لشكريان پس از چندى بر ابن قرهب شوريدند و از فرمانش سربرتافتند و پرده سرايش را آتش زدند و قصد قتلش كردند ، ولى اعراب او را در پناه خود گرفتند و مانع قتلش شدند . پس از اين فتنه ، ابن قرهب خطبه به نام المقتدر عباسى كرد و آشوبگران تأييدش كردند و خطبه به نام عبيد الله مهدى قطع شد . عبيد الله مهدى سپاهى به سردارى حسن بن احمد بن ابى الخنزير به جنگ ابن قرهب فرستاد ، چون جنگ درگرفت ابن ابى الخنيز كشته و كشتيهايش به آتش كشيده شد . سرانجام مردم جرجنت بر ابن قرهب شورش كردند و او را در بند كرده نزد عبيد الله مهدى فرستادند . عبيد الله فرمان داد تا او و گروهى از يارانش را بر سر گور
--> ( 1 ) . الكامل ؛ ج 8 ، ص 48 - 50 و تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 293 . ( 2 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 293 . ( 3 ) . الكامل ؛ ج 8 ، ص 71 .